|
|
|
قهر کرده |
|
از ره رسید و گونه آتش گرفته داشت
آشفته گیسوان چو گلی نوشکفته داشت
وحشی نگاه و سرکش و خونریز و مست بود
حرفی نهفته بود و حدیثی نگفته داشت
لغزنده پیکرش به پرندی سیاه و نرم
رقص گلی به وزن نسیم نهفته داشت
همچون خیال آمد و چون بوی گل گریخت
نقش امید خامش از دست رفته داشت
شهر شراب بود به یاقوت بوسه خواه
در وصف جام لب سخنی ناشنفته داشت
تا در هوای آتش رخ آب دیده ریخت
موجی زخشم بر سر دریای خفته داشت
از قهر سال پیش هنوز آن بنفشه موی
با اخم دلپذیر دو ابرو گرفته داشت
|
|
|
|
نرمش - ورزش - آرامش - يوگا - عرفان اسلامي - پاكسازي درون - پراناياما - يوگا آسانا - فنگ شويي - آشپزي گياهي - هوش هيجانی - مديريت استرس - تن آرامی - یوگای قلب - پيام دل - گياه خواری - آيورودا - موسيقی درمانی - دکتر عباس روحبخش - مهندس محمد ساسانی - دکتر محمد عيوضی - ردپای عشق - يوگای بانوان - لاغری و يوگا - مديريت عشق - يوگا نيدرا - yoga - nava - nava yoga - navayoga - iran yoga - asana - nava yoga institute |
|