بازديدكنندگان 162305  
 
اشتراک آر اس اس
Contact usLinksFAQNewsArticlesServicesAbout usHome
 

سنگ‌پشت

پشتش‌ سنگین‌ بود و جاده‌های‌ دنیا طولانی. می‌دانست‌ که‌ همیشه‌ جز اندکی‌ از بسیار را نخواهد رفت. سنگ‌پشت،‌ ناراضی و نگران بود. پرنده‌ای‌ درآسمان‌ پر زد، سبک؛ و سنگ‌پشت‌ رو به‌ خدا کرد و گفت: این‌ عدل‌ نیست، این‌ عدل‌ نیست. کاش‌ پُشتم‌ را این‌ همه‌ سنگین‌ نمی‌کردی.

من‌ هیچ‌گاه‌ نمی‌رسم. هیچ‌گاه. و در لاک‌ سنگی‌ خود خزید، به‌ نیت‌ نا امیدی.
خدا سنگ‌پشت‌ را از روی‌ زمین‌ بلند کرد. زمین‌ را نشانش‌ داد. کُره‌ای‌ کوچک‌ بود. و گفت: نگاه‌ کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس‌ نمی‌رسد. چون‌ رسیدنی‌ در کار نیست. فقط‌ رفتن‌ است.
حتی‌ اگراندکی. و هر بار که‌ می‌روی، رسیده‌ای. و باور کن آنچه‌ بر دوش‌ توست، تنها لاکی‌ سنگی‌ نیست،‌ تو پاره‌ای‌ از هستی‌ را بر دوش‌ می‌کشی؛ پاره‌ای‌ از مرا.
خدا سنگ‌پشت‌ را بر زمین‌ گذاشت. دیگر نه‌ بارش‌ چندان‌ سنگین‌ بود و نه‌ راه‌ها چندان‌ دور.
سنگ‌پشت‌ به‌ راه‌ افتاد و گفت: رفتن، حتی‌ اگر اندکی

منبع : متنی زیبا به قلم خانم نظر آهاری
گرداوری کننده : مهدی معظمی

ارسال در تاريخ ۰۶ بهمن  ۱۳۸۸

( 62 بازديد از این مطلب )
ارسال مطلب به دوستان
 
   

نرمش - ورزش - آرامش - يوگا - عرفان اسلامي - پاكسازي درون - پراناياما - يوگا آسانا - فنگ شويي - آشپزي گياهي - هوش هيجانی - مديريت استرس - تن آرامی - یوگای قلب - پيام دل - گياه خواری - آيورودا - موسيقی درمانی - دکتر عباس روحبخش - مهندس محمد ساسانی - دکتر محمد عيوضی - ردپای عشق - يوگای بانوان - لاغری و يوگا - مديريت عشق - يوگا نيدرا - yoga - nava - nava yoga - navayoga - iran yoga - asana - nava yoga institute

 
 
  نام كاربري
  كلمه عبور
   
فراموش كردن كلمه عبور؟
 
© 2009 Nava Scientific Yoga Institute تمام حقوق اين سايت متعلق به موسسه نوا مي باشد
 
 
صفحه اصلي |  بازخورد  |  نقشه سايت |  لينك به ما
 
  استفاده از مطالب سايت با ذكر منبع بلامانع مي باشد